لوگو انگلیش کلینیک
کالوکیشن های فعل take به زبان انگلیسی

کالوکیشن های فعل take به زبان انگلیسی

1/04/13 13 دقیقه برای مطالعه 63

کالوکیشن هایی که ما در زبان انگلیسی با استفاده از فعل اصلی Take می توانید بسازیم به بیش  از 40 عدد می رسد. این کالوکیشن ها علاوه بر اینکه بسیار زیاد می باشند کاربردهای متنوعی را نیز به همراه دارند و می تواند گفت کالوکیشن های take پر کاربردترین کالوکیشن ها در سرتاسر زبان انگلیسی به حساب می آیند. امروز ما قصد داریم برای شما همراهان کلینیک زبان رفیعی مهمترین کالوکیشن های take را همراه با مثال به شما آموزش داده و به نحوی مباحث تکمیلی دوره های مکالمه خود را در اختیار شما قرار دهیم. 

 

مهمترین کالوکیشن های فعل take

 

Take (sb) to court

یکی از اصطلاحاتی که در بسیاری از سریال ها از آن استفاده می شود. اگر قصد دارید بر علیه یک نفر شکایتی تنظیم کرده و او را به دادگاه بکشانید از این اصطلاح می توانید استفاده کنید. 

I will take you to court if you persist in pestering my client.

اگر در آزار موکلم اصرار داشته باشید، شما را به دادگاه می برم.

 

Take (sb’s) temperature

شاید شما نیز در زمان همه گیری ویروس کرونا سطح تب بدن خود را گرفت باشید به عمل گرفتن سطح تب بدن در زبان انگلیسی Take (sb's) temperature گفته می شود. 

We take temperature readings every two hours

ما هر دو ساعت یک بار دما بدن را اندازه گیری می کنیم.

 

Take a bite

اگر یک ماده غذایی برای خود پخته باشید و از آن فردی لقمه بردارد ما از این اصطلاح استفاده می کنیم. 

I make up a soft taco and take a bite

یک تاکوی نرم درست می کنم و یک گازی می زنم.

 

Take a bow

در انتهای کنسرت ها یا برنامه های تئاتری شاید شما نیز مشاهده کرده باشید که خواننده یا مجری ادای احترامی را با خم شدن انجام می دهد. به این نوع ادای احترام Take a bow می گویند. 

During the show, I could barely take a bow

در طول نمایش به سختی توانستم تعظیم کنم.

 

Take a break

در صورتی که بخواهید در حین انجام کاری کمی استراحت بکنید از این کالوکیشن استفاده می کنید

I wanted to take a break and work on some things

می خواستم استراحت کنم و روی بعضی مسائل کار کنم.

 

Take a call

پاسخ دادن به تماس یک فرد را گویند

Apologies for the delay, I had to take a call

با عرض پوزش بابت تاخیر، مجبور شدم تماسی را پاسخ دهم.

 

Take a chance

از فرصت استفاده بهینه را بردن

We will take a chance to have the party outdoor

ما از فرصتی برای برگزاری مهمانی در فضای باز استفاده خواهیم کرد.

 

Take a class

در صورتی که بخواهید در کلاسی شرکت کنید از این کالوکیشن بهره بگیرید

You could just walk in, sit down and take a class

شما فقط می توانید وارد شوید، بنشینید و در کلاس شرکت کنید.

 

Take a decision (make)

تصمیم گرفتن در زبان انگلیسی را با این اصطلاح بیان می کنیم. 

You have to take lots of decisions in life

در زندگی موظف هستید تصمیمات متعددی را بگیرید.

 

Take a holiday

سپری کردن تعطیلات را در زبان انگلیسی به این صورت بیان می کنیم.

He had intended to take a holiday in New York

او قصد داشت تعطیلات خود را در نیویورک بگذراند.

 

Take a lesson

اگر با فردی درسی را بگیریم از این کالوکیشن استفاده می کنیم. 

I might take a lesson from you

شاید با شما کلاس بگیرم

 

Take a look

در زبان انگلیسی برای نگاه کردن از این اصطلاح استفاده می شود.

I’ll take a look at the website and let you know what I think

من به وب سایت نگاه خواهم کرد و نظر خود را به شما اعلام خواهم کرد.

 

Take a message

این کالوکیشن به معنی گرفتن پیغام یک فرد برای فردی دیگر به کار می رود 

The manager is out, can I take a message

مدیر بیرون است، می توانم پیام شما را بگیرم؟

 

Take a nap

چرت زدن در زبان انگلیسی را Take a nap گویند. 

I usually take a nap after lunch

من معمولا بعد از ناهار چرت می زنم.

 

Take a number

در صف منتطر بودن و عددی به عنوان شماره به کسی داده شدن 

I think it will take a number of months for this to play out

من فکر می کنم چند ماه طول می کشد تا این اتفاق بیفتد.

 

Take a photo/ a photograph

عکاسی کردن را در زبان انگلیسی گویند

Why did you take so many photos on holiday

چرا در تعطیلات این همه عکس گرفتی؟   

 

Take a rest

استراحت کردن 

Take a rest from your hard work

از کار سخت خود استراحت کنید.

 

Take a risk

ریسک کردن و یا خطر کردن در زبان انگلیسی

She is left with little choice but to take a risk

او چاره ای جز ریسک کردن ندارد.

 

Take a seat

صندلی کسی را گرفتن یا بر روی صندلی نشستن 

Take a seat while I get you something to drink

 

بشین تا من برات چیزی برای نوشیدن بیاورم.

 

Take a shower (have)

دوش گرفتن 

I usually take a shower before having my breakfast

من معمولا قبل از خوردن صبحانه دوش میگیرم.

 

Take a step

قدم برداشتن و یا گاهی اوقات نیز اقدام کردن

I take a step into the center of the circle

قدمی به مرکز دایره برمیدارم.

 

Take a taxi/bus/train/plane

ماشین یا تاکسی گرفتن  (برای اوبر نیز به کار می رود)

Let’s not take a taxi; we can easily walk over

تاکسی نگیریم ما به راحتی می توانیم راه برویم

 

Take a test

حضور در آزمون را در زبان انگلیسی به این صورت بیان می کنند 

Have you taken your driving test yet

آیا تا به حال در آزمون رانندگی شرکت کرده اید؟

 

Take a while/ a minute/ five minutes

زمان بردن / چند دقیقه زمان بردن

It might take a while for this file to upload

ممکن است مدتی طول بکشد تا این فایل آپلود شود.

 

Take action

اقدام کردن یا عمل کردن

We must take action to cut vehicle emissions

ما باید برای کاهش آلایندگی خودروها اقدام کنیم.

 

Take advantage (of)

منفعت بردن از یک چیز یا سود بردن

Many schools don’t take full advantage of the Internet

بسیاری از مدارس از اینترنت به طور کامل استفاده نمی کنند.

 

Take advice

نصیحت کسی را شنیدن 

We don’t have to take advice from him

ما مجبور نیستیم از او نصیحت کنیم.

 

Take ages

سالیان سال زمان بردن 

It’ll probably take ages to find a parking space

پیدا کردن یک جای پارک احتمالاً زمان می برد.

 

Take care of

از کسی یا چیزی مراقبت کردن 

We had a chance to take care of our own business

ما این فرصت را داشتیم که به کار خود رسیدگی کنیم.

 

Take charge (of)

به عهده گرفتن مسئولیت

The policeman said he would take charge of the gun

پلیس گفت که مسئولیت اسلحه را بر عهده خواهد گرفت.

 

Take drugs

مصرف کردن دارو 

He does not smoke or take drugs

او نه سیگار می کشد و نه مواد مخدر مصرف می کند.

 

Take exercise

تمرین کردن 

Take exercise if you’re out of shape

اگر تناسب اندام ندارید ورزش کنید.

 

Take medicine

دارو مصرف کردن به زبان انگلیسی

Take medicine when you get gripes

وقتی آنفولانزا گرفتید دارو مصرف کنید.

 

Take notes

یادداشت برداشتن

He drew out his notebook and began to take notes

دفترش را بیرون آورد و شروع به یادداشت برداری کرد.

 

Take notice

متوجه شدن، دریافتن

This news made us all sit up and take notice

این خبر باعث شد همه ما بنشینیم و توجه کنیم.

 

Take part

اشتراک داشتن، شرکت کردن، مشارکت کردن

He will take part in this contest

او در این مسابقه شرکت خواهد کرد.

 

Take place

اتفاق افتادن

The wedding will take place in October

عروسی در ماه اکتبر برگزار می شود.

 

Take pride in

افتخار کردن به

I take pride in my work

من به کارم افتخار می کنم.

 

Take somebody’s place

جای کسی را گرفتن

He has just begged off, can you take his place in the team

او تازه التماس کرده است، می توانید جای او را در تیم بگیرید؟

 

Take time

وقت گذاشتن ( برای کاری )

Her mental scars will take time to heal

زخم های ذهنی او زمان می برد تا بهبود یابد.

 

Take turns

به نوبت (کاری را) انجام دادن، نوبتی کردن

We take turns to answer the phone

به نوبت به تلفن پاسخ می دهیم.

 

دوره ی آموزش کالوکیشن

مطالب بیشتر

کالوکیشن های فعل say به زبان انگلیسی

کالوکیشن های فعل go در زبان انگلیسی


نظرها

اولین نفری باشید که نظر میگذارید

ابتدا به سایت وارد شوید
ورود

دوره‌های انگلیش کلینیک متناسب با نیاز زبان‌آموزان

@privacyblongsto rafieienglishclinic