لوگو انگلیش کلینیک
40 اصطلاح رایج و پرکاربرد زبان انگلیسی همراه با مثال

40 اصطلاح رایج و پرکاربرد زبان انگلیسی همراه با مثال

1/05/18 13 دقیقه برای مطالعه 420

40 اصطلاح رایج زبان انگلیسی

یادگیری زبان انگلیسی آنگونه که بسیاری از افراد تصور می کنند اصلا کار ساده ای نیست و نیاز به تعهد ، تمرین و مطالعه دارد. در میان گرامر ، ساختار و لغات دشوار یک بخش وجود دارد که تنها از طریق حفظ کردن می تواند بر آن مسلط شد و آن نیز بخش اصطلاح است. فارغ از اینکه هدف شما از یادگیری زبان انگلیسی شرکت در آزمون هایی مانند آیلتس یا تافل است و یا قصد دارید برای مکالمه این زبان را آموزش ببینید. یادگیری این اصطلاحات همیشه می تواند برای شما کارساز بوده و کمک کند مکالمه شما بسیار شبیه به انگلیسی زبانان بومی شود. از این رو پیشنهاد می شود تمامی زبان آموزان این اصطلاحات را مطالعه کرده و آن ها را به کار بگیرند. در این پست تلاش خواهد شد 40 اصطلاحات بسیار کارآمد را که در صحبت های عامیانه و سریال ها نیز به کار می روند به شما آموزش دهیم. 

 

اصطلاحات رایج 

24/7

 این اصطلاح یکی از پر کاربردترین اصطلاحات برای بیان این مسئله است که شما یک کار را به مدت 24 ساعت در طول هفته انجام می دهید. 

My little sister irritates me 24/7

خواهر کوچولوم 24 ساعته من رو اذیت میکنه!

 

A short fuse

این اصطلاح به افرادی اشاره دارد که بیشتر به دلیل عصبانیت شناخته می شوند

He had a very short fuse and he could be totally irrational at times

او بسیار عصبی بود و گاهی اوقات می‌توانست کاملاً غیرمنطقی باشد

 

A taste of your own medicine

شاید شما نیز برخی  از داروها را میل کرده باشید که مزه بسیاری بدی داشته باشد و بر این باور باشید که این اصطلاح نیز به همین مزه بد اشاره کند ولی این اصطلاح در اصل می خواهد بگوید که کار بد یک فرد را با یک کار مشابه به همان جبران کنیم. 

I’m tired of him always finding faults with me. I’m going to give him a taste of his own medicine

من از اینکه او همیشه از من ایراد می گیرد خسته شده ام. من می خواهم همین کار را با اون بکنم

 

Butterflies in my stomach

He had butterflies in his stomach as he walked out onto the stage for his dance performance

هنگامی که برای اجرای رقص خود به روی صحنه می رفت، بسیار نگران بود.

 

By the skin of your teeth

این اصطلاح به این معنی است که شما با تلاش فراوان و با جون دل یک کار را انجام دهید. 

We managed to complete the project on time by the skin of our teeth 

ما موفق شدیم این پروژه را به موقع و با تلاش بسیار به پایان برسانیم

 

?Cat got your tongue

اگر بخواهیم این اصطلاح را لغت به لغت ترجمه کنیم به معنی این است که گربه زبانت را گرفته است ولی معنی اصلی آن "موش زبانت را خورد است" می باشد. 

?Speak up boy or cat got your tongue

صحبت کن پسر یا موش زبانت را خورده است؟

 

Crying wolf

افراد را در زندگی مشاهده می کنید که برای فرار از موقعیت خطرناک گریه الکی می کنند این اصطلاح به این مسئله اشاره دارد که معادل فارسی آن "اشک تمساح" می باشد. 

The little boy had cried wolf so many times that when he was really sick no one believed him

پسر کوچولو آنقدر اشک تمساح ریخته بود که وقتی واقعاً مریض بود هیچکس او را باور نکرد

 

Cut someone some slack

این اصطلاح اشاره به این دارد که شما پیش از اینکه فردی را قضاوت کنید باید خود را در جایگاه او قرار دهید. اگر بخواهیم به صورت ضرب المثل یا اصطلاح این عبارت را ترجمه کنیم نزدیک ترین اصطلاح " یک سوزن به خودت بزن یک جوالدوز به بقیه" می باشد. 

I know he is not up to the mark right now but let's cut him some slack. He's new to this environment and needs time to adjust

من می دانم که او در حال حاضر در حد مطلوب نیست، اما باید او را کمی درک کنیم. او تازه وارد این محیط شده است و برای سازگاری نیاز به زمان دارد

 

Down for the count

این اصطلاح گرفته شده از ورزش بوکس است و اشاره به این دارد فرد به حدی ضربه خورده است که دیگر توان بلند شدن ندارد. 

The company is in trouble and may be about to go down for the count.

این شرکت غرق در مشکل است و دیگر نفس های آخر خود را می کشد.

 

Draw the line

این اصطلاح به این مسئله اشاره دارد که در نقطه ای شما باید حد فاصل بیان شرایط خوب و نامناسب را برای خود مشخص کنید. 

It all depends on your concept of fiction and where you draw the line between fact and fiction

همه چیز بستگی به مفهوم شما از داستان دارد و اینکه در کجا مرز بین واقعیت و تخیل را ترسیم می کنید

 

Easier said than done

این اصطلاح به این مسئله اشاره دارد که انجام دادن یک مسئله نسبت به گفتنش بسیار ساده تر است. 

The doctor advised her to stop smoking and drinking but it is easier said than done

دکتر به او توصیه کرد که سیگار و الکل را ترک کند، اما گفتن آن آسان تر از انجام دادنش است.

 

Every cloud has a silver lining

بهترین معادل برای این عبارت "در نومیدی بسی امید است" می باشد. 

Reena was depressed to be confined to bed after her surgery, but over time, when she could spend a lot of time with her family and catch up with old friends, who came to visit her, she realized that every cloud has a silver lining. 

رینا از اینکه پس از جراحی روی تخت حبس شده بود، افسرده بود، اما با گذشت زمان، زمانی که می‌توانست زمان زیادی را با خانواده‌اش بگذراند و با دوستان قدیمی‌ای که برای دیدن او آمده بودند، پیش بیاید، متوجه شد که در نومیدی بسی امید است.

 

Finding a needle in a haystack

در زبان فارسی نیز ما معادلی برای این اصطلاح داریم که می گوییم " پیدا کردن سوزنی در انبار کاه"

We've been looking for an apartment in Geneva for six weeks and it's like finding a needle in a haystack

ما شش هفته است که به دنبال آپارتمانی در ژنو می گردیم و مثل پیدا کردن سوزنی در انبار کاه است.

 

Fish out of water

این اصطلاح به موذب بودت و یا نسبت به امری نگران بودن اشاره می کند

Our new teacher looked like a fish out of the water, nobody was aware of the issue

معلم جدید ما مثل ماهی بیرون از آب به نظر می رسید، هیچ کس از این موضوع آگاه نبود

 

Get something off your chest

این اصطلاح در اصل به معنی این است که شما سر یا رازی را که سال ها است در دل دارید به کسی بازگو کنید. معادل آن را می تواند به صورت " حرف دلتو زدن ، انتقاد کردن از کسی" بیان کرد. 

I had spent two months worrying about it and I was glad to get it off my chest

من دو ماه را صرف نگرانی در مورد آن کرده بودم و خوشحال بودم که آن با آن را از شانه هایم خالی کردم.

 

Give it a whirl

این عبارت یک اصطلاح عامیانه است به معنی اینکه یک چیز را تست کنید. 

.We decided to give it a whirl

ما تصمیم گرفتیم آن را یک مرتبه تست کنیم. 

 

Go down in flames

این عبارت به این مسئله اشاره دارد که یک مسئله ناگهان از بین می رود و به کل خراب می شود. 

The company went down in flames after reports came out that it had been financing illegal activities

این شرکت پس از انتشار گزارش هایی مبنی بر تامین مالی فعالیت های غیرقانونی با خاک یکسان شد. 

 

Go the extra mile

این اصطلاح به این مسئله اشاره دارد که شما برای فردی یا کاری بیشتر از انتظار تلاش کنید. "سنگ تمام گذاشتن" 

When it comes to weaker students, the teacher goes the extra mile to help them understand

وقتی صحبت از دانش‌آموزان ضعیف‌تر می‌شود، معلم تلاش بیشتری می‌کند تا به آنها کمک کند تا بفهمند.

 

Hang in there

این اصطلاح به این مسئله اشاره دارد که شما برای انجام یک کار تمامی تلاش خود را می کنید. 

Our company is going through tough times, but we're hanging in there; things will surely work out

شرکت ما روزهای سختی را پشت سر می گذارد، اما ما تمام تلاش خود را می کنیم. مطمئنا همه چیز درست خواهد شد.

 

In the fast lane

این اصطلاح به این مسئله اشاره دارد که یک فرد زندگی هیجانی و پر خطری را دنبال می کند

He always lived his life in the fast lane, and he ended up dying at a very young age

او همیشه زندگی مملو از هیجان را سپری کرد و در نهایت در سن بسیار کم جان خود را از دست داد

 

In the nick of time

معنی اصلی این عبارت این است که یک اتفاق سر بزنگاه و سر موقع انجام می شود. 

The ambulance arrived in the nick of time

آمبولانس به موقع رسید.

 

Let the cat out of the bag

این اصطلاح به این اشاره دارد که حرفی که نباید گفته بشه از دهن کسی بیرون بیاید. "دهن لقی" بهترین معادل است. 

I didn't let the cat out of the bag

اجازه ندادم حرف از دهنم در بیاد. 

 

Let the chips fall where they may

برای این اصطلاح معانی بسیاری آورده شده است ولی این عبارت به این مسئله اشاره دارد که شما پس از انجام یک امر عواقب آن را بپذیرید. 

Honesty demands that you tell the truth about what happened, and let the chips fall where they may

صداقت ایجاب می کند که حقیقت را در مورد آنچه اتفاق افتاده بگویید و عواقب کار را بپذیرید.

 

Lose your marbles

این اصطلاح بیان می کند که یک فرد توانایی ذهنی خود را از دست بدهد

My poor grandmother started losing her marbles after she had a stroke

مادربزرگ بیچاره من بعد از سکته قدرت ذهنی سابق خود را تا حدی از دست داد. 

 

Once in a blue moon

این اصطلاح به این مسئله اشاره دارد که هر از چند گاهی یک اتفاق می افتد

That company puts on a good performance only once in a blue moon

این شرکت هر از گاهی از خود عملکرد خوبی از خود نشان می دهد

 

Plain as day

این اصطلاح معادل بسیار مشخصی در فارسی دارد که می گوید "مثل روز روشن است" 

I don't want to sound mean but with your low grades it's plain as day that you won't get into Harvard University

نمی‌خواهم بد به نظر بیایم، اما با نمرات پایین شما مثل روز روشن است که به دانشگاه هاروارد نخواهید رفت.

 

Play second fiddle

این اصطلاح به ایفای نقش دوم یا جایگزینی یک فرد اشاره دارد

After the star guest didn't turn up, John was chosen to play second fiddle

بعد از اینکه مهمان ستاره حاضر نشد، جان برای نقش دوم انتخاب شد

 

Put your foot in your mouth

این اصطلاح به این معنی است که یک فرد کار بسیار احمقانه ای را انجام داده است. 

Jane put her foot in her mouth when she called him by her first husband's name

جین وقتی او را به نام شوهر اولش صدا زد، واقعا کار احمقانه ای کرد

 

Pull yourself together

این اصطلاح اشاره به جم و جور کردن خود پس از یک اتفاق ناگوار اشاره دارد. 

I'm going through a major personal crisis, but I'll have to pull myself together and do what is to be done

من در حال گذر از یک بحران شخصی بزرگ هستم، اما باید خودم را جمع و جور کنم و کاری را که باید انجام بدهم را انجام دهم.

 

Sick and tired

این اصطلاح همانگونه که از اسمش مشخص است به معنی خسته شدن از یک شرایط است

You must be getting sick and tired of visiting the Western Union agent, only to be sent away empty-handed

حتما از دیدن نماینده وسترن یونیون کسل شده اید، اما با دست خالی فرستاده می شوید.

 

Sleep on it

این اصطلاح به معنی این است که شما می خواهید روی یک چیز فکر کنید

Why don't you sleep on it and let me know what you decide

چرا روش فکر نمی کنی و بهم بگی چه تصمیمی داری.

 

Snug as a bug in a rug

این اصطلاح به این اشاره دارد که یک فرد در شرایط بسیار راحتی به سر برده است

as in During the blizzard we had plenty of firewood and stayed in the cottage, snug as a bug in a rug

همانطور که در هنگام کولاک، ما هیزم زیادی داشتیم و در کلبه ماندیم، و شرایط بسیار راحتی داشتیم. 

 

Step up your game

این اصطلاح به معنی تقویت کردن هنرها و استعدادهای یک فرد است. 

Man, I really need to step up my game if I'm going to play basketball with all these young guys

مرد، اگر قرار است با این همه بچه های جوان بسکتبال بازی کنم، واقعاً باید بازیم را تقویت کنم.

 

Straight from the horse’s mouth

تا به حال شنیده اید که ما این خبر را از یک منع موثق شنیده ایم؟ در زبان انگلیسی به صورت محاوره ای از این اصطلاح استفاده می کنند

I have it from the horse's mouth that he plans to retire next month

من از یک منبه موثق شنیدم که او قصد دارد ماه آینده بازنشسته شود

 

Take it easy

این اصطلاح که بسیار محاوره ای و عامیانه است به دو معنی اشاره دارد 1- بی خیال یک موضوع شدن 2- خودداری کردن از خشونت 

Someone had omitted to ask the loco crew to take it easy

کسی از خدمه لوکو بخواهد که بیخیال این موضوع بشوند. 

 

Tip of the iceberg

بهترین معنی برای این عبارت " مشتی از خروار" می باشد که به این مسئله اشاره دارد که تنها یک بخش از کوه یخی بیرون می آید. 

What you know about the problems between your mother and I are only the tip of the iceberg

آنچه در مورد مشکلات بین من و مادرت می دانی فقط مشتی از خروار است

 

To not see the wood for the trees

این اصطلاح بیان می کند که یک فرد به دلیل توجه بیش از حد به جزئیات اصل مطلب را فراموش می کند. 

Marcus is so focused on product details that he can't see the wood for the trees when it comes to the overall needs of the company

مارکوس آنقدر روی جزئیات محصول متمرکز است که وقتی نوبت به نیازهای کلی شرکت می رسد، نمی توانست اصل مطلب را ببیند.

 

Up a creek without a paddle

بهترین معنی برای این جمله عبارت "در مخصمه قرار گرفتن" است

Customers feel they have been left up the creek without a paddle by the bank

مشتریان احساس می‌کنند که در مخصمه توسط بانک رها شده‌اند

 

You rock

این اصطلاح نشان می دهد یک چیز بسیار محشر و عالی است. 

I love my sister. She rocks

من خواهرم را دوست دارم. او فوق العادست

 

دوره اصطلاحات کاربردی در زبان انگلیسی، از مبتدی تا پیشرفته

 

 مطالب بیشتر

اصطلاحات رایج بانکی در زبان انگلیسی

اصطلاحات انگلیسی رایج در رستوران

اصطلاحات پزشکی زبان انگلیسی رایج در بیمارستان ها

اصطلاحات پرکاربرد زبان انگلیسی در محل کار


نظرها

اولین نفری باشید که نظر میگذارید

دوره‌های انگلیش کلینیک متناسب با نیاز زبان‌آموزان

@privacyblongsto rafieienglishclinic